برای شغلی که دوستش نداشتم

شغل عزیز، می‌دانم که تو هم برای خودت محاسنی داشتی و تجربیاتی به من آموختی، اما باید بگویم واقعا دوستت نداشتم. از اینکه مجبورم می‌کردی بهترین ساعت‌های روزم را به تو اختصاص بدهم، در حالی که دلم می‌خواست آن ساعتها مال نوشتن و علاقه هایم باشند، متنفر بودم. نمی توانستم بپذیرم که تو به من […]

هوش مصنوعی، در خدمت انسان یا در مقابل او

چند روز پیش مطلبی در سایت زومیت نوشتم که می‌گفت بازی معروف Quake با کمک هوش مصنوعی شبیه انسان بازی می‌کند. توی متن جایی اشاره کردم که هر چقدر هم هوش مصنوعی پیشرفت کند هیچوقت به پای خلاقیت انسان‌ها نمی‌رسد. در بخش کامنت‌ها یک‌نفر گفته بود چرا فکر می‌کنید هوش مصنوعی مثل انسان خلاق نیست؟ […]

آشنایی با وب سایت متمم: نقطه عطفی مهم در زندگی من

سال ۱۳۹۲ وقتی از رشته کارشناسی کامپیوتر فارغ التحصیل شدم برای ادامه تحصیل همچنان سر در گم بودم. فکر می کردم دیگر علاقه ام را پیدا کرده ام و بعد از سالها از دست دادن وقت، بالاخره پا در مسیری که باید می گذاشتم، گذاشته ام. اما اینطور نبود. علاقه ام به دنیای دیجیتال باعث […]

آیا من یک داستان نوشته ام؟

وقتی لپ تاپ را باز می کنم و توی کتاب سال خودم می نویسم، هیچ سختی ای برایم ندارد. از هر دری سخنی و حرفی. می نویسم و پیش می روم. نوشتن متن هایی که قرار نیست برای کسی بخوانی یا جایی منتشر کنی راحت است. وقتی داستانی می نویسم ولی برای کسی نمی خوانم […]

باب آشنایی با ری برادبری

وقتی که کتاب «ذن در هنر نویسندگی» را شروع کردم، حتی معنی دقیق ذن را نمی دانستم. کاری نداشت، با یک جستجوی ساده فهمیدم که ذن تاکید فراوان بر تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگری دارد. کاری به مکتب و منشا پدید آمدنش ندارم. این کتاب از ری برادبری است. وقتی از زبان ری […]

پیانو و پرنده

پرنده در قفس بود اما صدای پیانو رها در فضا می‌پیچید. پیانو را با تمام احساسم نواختم و به پرنده نگاه کردم. منتظر عکس‌العملش بودم. کاکل‌هایش بالا رفت و این علامت ترس یا تعجب بود. کف قفس راه می‌رفت. ادامه می‌دادم و همراه زدن می‌خواندم. صدای ضعیفی از پرنده شنیدم. کاکلش آرام سر جایش برگشت […]

معرفی کتاب راه هنرمند

کتاب راه هنرمند نوشته‌ی جولیا کامرون را به‌واسطه‌ٔ دوره‌ای که با همراهی جمعی از دوستانم در گروهی تحت عنوان کلاس خلاقیت گذراندم، شناختم. دوره راه هنرمند، یکی از بهترین دوره‌های تاثیرگذار زندگی‌ام بود و همین باعث شد تصمیم به برگزاری این دوره بگیرم.  کتاب راه هنرمند، کتابی نیست که به‌سرعت و به‌تنهایی خوانده شود. بلکه […]

گیتار زدن روی پل

به سمت پل رفتم. شک داشتم که می‌توانم دوچرخه را روی پل ببرم یا نه. برای همین به آدمها نگاه کردم. همیشه اینطور بودم. ترس از اولین بودن داشته‌ام. دیدم دوچرخه‌ها پشت سر هم دارند روی پل می‌رانند. با دوچرخه‌ام روی پل رفتم، تا اواسط پل که رسیدم سه جوان را گیتار به دست دیدم […]

اولین برگ

بیوگرافی مائده حوایی

نوشتن مداوم را در فضای دیجیتال، با راه اندازی کانال آخرین برگ در بهمن ماه ۹۶ آغاز کردم. این کانال اولین پروژه‌ی دوره نویسندگی آنلاین است که در زمستان گذشته گذراندم. اولین دفتر خاطراتی که هر روز در آن می‌نوشتم متعلق است به جشن تولد ده سالگی که آن را از صمیمی‌ترین دوستم هدیه گرفتم […]